|
به ترکه ميگن چرا جورابات يه لنگش آبي يكي قرمز ؟ ميگه والا نميدونم بدبختي اينه كه يه جفت ديگه هم تو
خونه دارم همين طوري روزي شخصي در حال نماز خواندن در راهي بود و مجنون بدون اين که متوجه شود از بين او سجاده اش عبور کرد مرد نمازش را قطع کرد و داد زد هي چرا بين من و خدايم فاصله انداختي مجنون به خود آمد و گفت من که عاشق ليلي هستم تورا نديدم تو که عاشق خداي ليلي هستي چگونه مرا ديدي گريه هايم بي صداست عشق من بي انتهاست ردپاي اشک هايم را بگير تابداني خانه عاشق کجاست شيطان اعلام كرد تا مي توانيد گناه كنيد . سهميه ي سوخت آتش جهنم تموم شده تركه نذر ميكنه آخر اسم بچه هاشو بذاره الله اولي رو ميذاره فتح الله دومي ميذاره يد الله سومي دختر ميشه مي ذاره سيندرالله روز اول شوخي شوخي جدي شد شوخي ترين جدي عمرم دوست داشتن تو بود و جدي ترين شوخي عمرم از دست دادن تو اگه تورو خواستن اشتباهه ... اگه باتوبودن اشتباهه ...اگه عاشق توبودن اشتباهه ... اگه واسه تومردن اشتباهه پس توبهترين و قشنگترين اشتباه زندگي من هستی زندگي بر 3 ركن 1-اصلا عاشق نشو 2-اگه عاشق شدي براي معشوقت بمير 3- اگه مردي خاك بر سر بي جنبت غرور هديه شيطان است و عشق هديه خداوند، و ما هديه شيطان را بهم مي دهيم ولي هديه خداوند را از يکديگر پنهان مي کنيم روز 40 تا كله رو با 40 تا پاچه ميندازن تو ديگ و از تركه ميپرسن از كجابدونيم كدوم پاچه مال كدوم كله ست ؟ميگه :زير پاهارو قلقلك ميديم هر كله كه خنديد ميفهميم مال اون كله ست مرا کم دوست داشته باش اما همیشه دوست داشته باش این وزن آواز من است اگر مرا بسیار دوست بداری شاید حس تو صادقانه نباشد کمتر دوستم بدار تا عشقت ناگهان به پایان نرسد من به کم هم قانعم و اگر عشق تو اندک، اما صادقانه باشد من راضی ام دوستی پایدار، از هر چیزی بالاتر است بگو تا زمانی که زنده ای، دوستم داری! و من تمام عشق خود را به تو پیشکش می کنم بابام گفت : عشق کشکه ! منم جواب دادم : زندگي هم آشه ؛ بدون کشک بي مزه ميشه آرزويم اين است نرود اشك در چشم تو هرگز مگر از شوق زياد......نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز........و به اندازه ي هر روز تو عاشق باشي........عاشق آنكه تو را مي خواهد.......و به لبخند تو از خويش رها مي گردد...... و ترا دوست بدارد به همان اندازه كه دلت مي خواهد سوختم باران بزن شايد تو خاموشم کني / شايد امشب سوزش اين زخم ها را کم کني آه باران من سراپاي وجودم آتش است / پس بزن باران بزن شايد تو خاموشم کني دلم گرفته از آدم هايي که مي گن دوسِت دارم اما معني شو نمي دونن از آدم هايي که مي خوان مال اونا باشي اما خودشون مال تو نيستن از اونايي که زير بارون برات مي ميرن و وقتي آفتاب مي شه همه چيز يادشون ميره هميشه نگاهي راباور کن که وقتي که ازش دور شدي منتظرت بمونه رييس جمهور ژاپن: اگر برق امريكا 2 ساعت قطع شود ما در تكنولوژي از امريكا پيشي ميگيريم.... احمدي نژاد: اگر برق ايران 2 ساعت قطع شود جمعيت ايران 2 برابر مي شود مرده ام در کوچه هاي بي کسي سنگ قبرم را نمي سازد کسي سوختم خاکسترم را باد برد بهترين يارم مرا از ياد برد دیروز در دادگاه دلم، مغز من قاضی بود، متهم قلبم بود، جرم من عشقم بود، عشق من یادتو بود، (آيا)حق من اعدام بود؟؟؟ در نگاه کساني که پرواز را نمي فهمند هرچه بيشتر اوج بگيري کوچکتر خواهي شد در طوفان زندگی باخدا بودن بهتر از ناخدا بودن است به سلطان حقيقت ها فراموشت نخوام کرد تو تنها شعله اي هستي که خاموشت نخواهم کرد يه قورباغه با يه اردك ازدواج ميكه، اگه گفتي بچهشون چي ميشه؟ . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . بچهدار نميشن، واسهشون دعا كن، طفليا داره زندگيشون از هم ميپاشه مي روم از رفتن من شاد باش از عذاب ديدنم آزادباش گر چه تو تنها تر از ما مي روي آرزو دارم ولي عاشق شوي آرزو دارم بفهمي درد را تلخي برخوردهاي سرد را من تنهاترین فریاد در اوج صدایم من عاشقانه ترین نگاه در کشتی وجود تو ام من می خواهم زنده بمانم تا با تو باشم با تو بخوانم انالله و انا الیه راجعون،فرستنده این پیام از دوریتان جان داد! ترکه ميخواد يه زيردريايي رو غرق كنه ميره در ميزنه فرار ميكنه عمري با غم عشقت نشستم ........ به تو پيوستم واز خود گسستم ...... وليکن سرنوشتم اين سه حرف بود ....... تو را ديدم. پرستيدم . شکستم دو تا ترك داشتن تو يه ماشين بمب كار ميذاشتن يكيشون به اون يكي ميگه: اگه اين بمب الان منفجر شه چي كار كنيم؟ اون يكي ميگه نگران نباش من يكي ديگه دارم چقدر سخت است گل آرزوهايت را در باغ ديگري ببيني و هزار بار در خودت بشكني و آن وقت آرام زير لب بگويي گل من باغچه ي نو مبارك خداوند به سه طريق به دعاها جواب مي دهد: او مي گويد آري و آنچه مي خواهي به تو مي دهد. او ميگويد نه و چيز بهتري به تو مي دهد. او مي گويد صبر كن و بهترين را به تو مي دهد... اشک بعضي وقتا مال خوشحاليه ولي خون هميشه مال درد و غمه جلوي خون و ميشه گرفت ولي اشک رو نه تركه زنش دوقلو مياره ميره حسابداري بيمارستان حساب كنه ميبينه پولش خيلي ميشه,ميگه,داداش فدات شم كمتر حساب كن جفتشونو ببرم يارو قوز داشته بعد از مرگش اعلاميه اش رو ديوار نميچسبه ترکه مى ره خواستگارى به دختره یه بلیط اتوبوس مى ده! بابائه دختره شاکى میشه میگه: مردیکه ی خر این چیه؟ ترکه:میگه احمق ارائه ی بلیط نشان دهنده شخصیت تابلوهاي بين راهي در 5 کيلومتري شهرها... قم : لطفاً با وضو وارد شويد!... قزوين: لطفاً با رکو وارد شويد!... رشت: از غيرت خود بکاهيد!... آبادن: پاريس 5 کيلومتر!... تبريز: پايان تمام محدوديتها
دخترها:
بعضی از اونا واقاً می خونند وقتی میرن سر کتاب تا یکی دو ساعت دیگه کلشونو از کتاب بر نمی دارند . عادت دارند زیر مطالب کتاب خط بکشند که بعدا بخونند بعضی هاشون هم که مثلا درس می خونند کتاب جلوشونه چشمشون هم روی کتابه ولی حواسشون یه جای دیگست ... یه عده ای هم هستند که به بهونه اینکه مشکل دارن زنگ میزنند خونه دوستشونو دوستشون هم از خدا خواسته حدود یک ساعت و اندی به طوری که اشک و دود تلفن در میاد برای هم قصه بی بی چساره تعریف می کنند. و اما پسر ها: یا درس نمی خونند یا وقتی می خواند بخونند باید حسش بیاد. وقتی حسش میاد که شب امتحانه ... یه کم که درس خوندند یه موردی پیش میاد و بهش خیره می شوند و به یه چیزی فکر می کنند بعد انگار که درس خوندند بلند میشند میرن استراحت می کنند بعد از یک ساعت استراحت دوباره میرند میشینند فکر می کنند . وقتی فکرشون تموم شد کتاب را ورق میزنند یه کم براندازش میکنند وزنش می کنند استخاره می کنند برای خودشون تقسیمش می کنند میگند تا ساعت فلان اینقدر می خونم تا ساعت فلان اینقدر بعد میرن استراحت کنند . حین استراحت حسشون تموم میشه حال ندارند برند بخونند ولی چون می دونند فردا امتحان دارند پا میشند میرند سر کتابشون. همینجور که می خونند هیچی حالیشون نیست چون جای دیگه فکر می کنند(لازم به ذکر است که هیچ وقت در هیچ موقعیتی فکر نمی کنند فقط موقع درس خوندن فکرشون میاد) بعد از نیم ساعت دوباره میرن استراحت، بعد سه ربع استراحت می بینند خیلی دیر شده .دوباره میرنند درس بخونند این بار می خونند یه چیزایی هم یاد میگیرند ولی چیزایی که یاد نمی گیرند را میذارند که فردا از دوستاش بپرسند یه کم به معلمشون فحش میدند می گند اینارو درس نداده . خلاصه آخرش نمیرسند کتاب را تموم کنند فردا میرند میبینند که دوستاشون یه چیزایی می گند که تا حالا به گوششون نخورده بعد اعصابشون خرد میشه اونایی هم که خونده بودند یادشون میره به همین سادگی
پيرمردي تنها در مينه سوتا زندگي مي کرد . او مي خواست مزرعه سيب زميني اش راشخم بزند اما اين کار خيلي سختي بود .
تنها پسرش که مي توانست به او کمک کند در زندان بود . پيرمرد نامه اي براي پسرش نوشت و وضعيت را براي او توضيح داد : پسرعزيزم من حال خوشي ندارم چون امسال نخواهم توانست سيب زميني بکارم . من نمي خواهم اين مزرعه را از دست بدهم ، چون مادرت هميشه زمان کاشت محصول را دوست داشت. من براي کار مزرعه خيلي پير شده ام. اگر تو اينجا بودي تمام مشکلات من حل مي شد. من مي دانم که اگر تو اينجا بودي مزرعه را براي من شخم مي زدي . دوستدار تو پدر پيرمرد اين تلگراف را دريافت کرد : پدر, به خاطر خدا مزرعه را شخم نزن , من آنجا اسلحه پنهان کرده ام . صبح فردا 12 نفر از مأموران FBI و۴ نفر افسران پليس محلي ديده شدند , و تمام مزرعه را شخم زدند بدون اينکه اسلحه اي پيدا کنند . پيرمرد بهت زده نامه ديگري به پسرش نوشت و به او گفت که چه اتفاقي افتاده و مي خواهد چه کند ؟ پسرش پاسخ داد : پدر برو و سيب زميني هايت را بکار ، اين بهترين کاري بود که از اينجا مي توانستم برايت انجام بدهم . نتيجه اخلاقي : هيچ مانعي در دنيا وجود ندارد . اگر شما از اعماق قلبتان تصميم به انجام کاري بگيريد مي توانيد آن را انجام بدهيد . يه روز يك دختر زشت از دوست پسرش مي پرسه شباهت من با خورشيد چيه ؟ پسره مي گه : به هر دوتاتون نمي شه مستقيم نگاه كرد . -------------------------------------------------------------------------------------------- يه روز يه رشتيه با يه ترکه با يه تهرانيه با يه امريکاييه با يه ابادانيه با يه اصفهانيه با يه مکزيکيه با من تصميم گرفتيم بذاريمت سر کار ... -------------------------------------------------------------------------------------------- صبح که از خواب پا ميشم نميتونم صبحانه بخورم چون به فکر تو هستم ظهر که نوبت ناهار ميشه نميتونم ناهار بخورم چون به فکر تو هستم شب که نوبت شام ميشه نميتونم شام بخورم چون به فکر تو هستم شب وقتي ميخوام بخوابم خوابم نميبره چون گشنمه -------------------------------------------------------------------------------------------- ميدوني فايده اين شلوار کوتاه ها که دخترا مي پوشن چيه ؟ ....... پسرا همه سر به زير شدن -------------------------------------------------------------------------------------------- ازيه اقايي ميپرسن : " ربنا آتنا في الدنيا حسن و في الاخره حسن و قنا عذاب النار " يني چي ؟! ميگه يعني " اين دنيا خوبه حسن ولي آخرت خيلي خطرناکه حسن " ! ------------------------------------------------------------------------------------------- تا حالا شده يكي تو رو , يا تو يكي رو , يا يكي يكي ديگرو ,يا دو تا يكي رو , يا يكي دو تا رو , يا تو دو تارو , يا دو تا تو رو .. عنقدي كه كه من پيچوندمت , بپيچوننت -------------------------------------------------------------------------------------------- مضرات امتحانات : افزايش بار علمي به طور نا خواسته ! كمبود شديد خواب و كاهش زمان لالا از هفت ساعت به هفت دقيقه ! رواج فرهنگ غلط پاچه خاري ! براي معلمان ! افزايش خشونت عليه حيوانات (خر زني !!!) چپ و چول شدن چشمها بر اثر روش هاي غلط تقلبي ! سردرد حاصل از تمركز شديد براي يافتن راههاي مدرن تقلب ! افزايش ادب به طور چشمگير براي گرفتن جزوه از هر كس و نا كسي !!! و ديگه خودتون اينكاره ايد و ميدونيد ديگه .... -------------------------------------------------------------------------------------------- ضرب المثل مکزيکي مي گه: بجز خودت و اسبت به کس ديگه اي اعتماد نکن!! منم بجز خودم و خودت به کس ديگه اي اعتماد ندارم -------------------------------------------------------------------------------------------- دروغ دخترانه: ?- خيلي ميخوامت (ماشاالله دخترها همه رو ميخوان) 2- هميشه به يادتم (مخصوصا موقع لالا) 3- تا اخرش با هاتم (ولي از يه نوع ديگش) 4- غير تو به هيچکسي فکر نميکنم(اره جون عمت) 5- من بهت اعتماد کامل دارم (مخصوصا در حين تلفن پشت خطي داشته باشي) 6- تا حالا با هيچ پسري انقدر صميمي نبودم (البته جز 67 نفر) 7- دوستت دارم ( يعني پول بده) -------------------------------------------------------------------------------------------- يه معادله خيلي جالب سن خودت رو ضرب در 3 کن.با 22جمع کن.حالا تقسيم بر6 کن.بعد اينکه نتيجه رو به دست آوردي.براي اسگول بعدي بفرست -------------------------------------------------------------------------------------------- سلام. ------------------------------------------------------------------------------------------- حالت تهوع به ترکه دست ميده ، ترکه بهش دست نميده --------------------------------------------------------------------------------------------
-------------------------------------------------------------------------------------------- دعاهاي بنزيني: 1-الهي بنزين بگيري.2-بنزين به قبرت بباره. 3التماس بنزين.4-دست به هر چي ميزني بنزين بشه . 5- خدا بنزينت بده ،يک ليتر در دنيا صد ليتر در آخرت ! --------------------------------------------------------------------------------------------
--------------------------------------------------------------------------------------------
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------
گویند که حوّا شکایت از آدم نزد خدا برد که این مردک فیلم های خلاف شرع رؤیت می کند. پس خدایش آدم را فراخواند که: - ای مردک! چرا خلاف شرع عمل می کنی؟ پس آدم با پوزخندی گفت: - لطفاُ بخواب بینیم! شرع که هنوز اختراع نشده... و بدین ترتیب بود که همزمان با اولین ضدّحال بشر به خدا، آدم از باغ عدن اخراج شد تا جهان به کثافت کنونی تبدیل شود. -------------------------------------------------------------------------------------------
با خبر شدیم که شرکت مخابرات ایران، در پی یک اقدام غافلگیرانه، از نویسنده ی مجموعه ی اغما شکایت کرد!!! متن شکایت به این شرح می باشد: هزینه ی مکالمات تلفنی "الیاس" از کدام شماره باید پرداخت شود؟؟؟ ، ناگفته نماند که این شرکت ادعا کرد چون بیشتر مکالمات "الیاس" با "دکتر پژوهان" بوده است، تا اطلاع ثانوی هزینه ی مکالمات در فیش جداگانهای به شماره تلفن دکتر اظافه خواهد شد ------------------------------------------------------------------------------------------ امروز يه پسر 24 الي 25 ساله بهت زنگ ميزنه و ازت بنزين ميخواد - يادت باشه فقط تو بايد بهش بنزين بدي - نه کسي ديگه - يادت نره فقط تو بايد بنزين بدي وگرنه اون مي ميره قربانت الياس ------------------------------------------------------------------------------------------
يه روز يه اصفهاني و يه تهراني و يه قزويني مي ميرند.آنقدر به خدا التماس مي کنند تا اينکه خدا با برگشتن آنها به دنيا موافقت مي کنه به شرطي که ديگه گناه نکنند وگرنه سنگ مي شوند. خلاصه آنها به دنيا برمي گردند.همان اول کار تهرانيه يه دختره را ميبينه و مي افته دنبالش. همان دم سنگ مي شه.بعد مدتي اصفهانيه يه 20 توماني روي زمين مي بينه خم ميشه که برداره قزوينيه مي گه : خاک تو سرت . هم خودت رو بدبخت کردي هم منو -----------------------------------------------------------------------------------------
دوست دختره طرف براش آف میزاره:شب بیا خونه مون طرف خوشش میاد سند تو آل می کنه -------------------------------------------------------------------------------------------- به یارو میگن پرچم ایران رو توصیف کن میگه:سبزش مال سید هاست، سفیدش هم مال آخونداست قرمزش هم مال شهیداست می مونه چوبش که نصیب من و شماست -------------------------------------------------------------------------------------------- همه جای دنيا پسر ها و دختر ها در روز نيم ساعت با هم هستند و بيست و سه ساعت و نيم ديگه رو به کارهاي عادي زندگي خودشون مشغولن(خوردن ? خوابيدن? مطالعه? درس خوندن? کار کردن و.. اما تو ايران دختر ها و پسر ها بيست و سه ساعت و نيم به اين فکر مي کنن که چطوري ميشه نيم ساعت با هم باشن ----------------------------------------------------------------------------------------- سرهنگه داشته امتحان رانندگي ميگرفته. ازترکه ميپرسه: اگه يه نفر وسط خيابون بود، بوق ميزني يا چراغ؟ ترکه ميگه: برف پاك كن جناب سرهنگ! سرهنگه كف ميكنه ميپرسه: يعني چي؟ ترکه ميگه: جناب سرهنگ،يعني يا برو اين طرف يا برو اون طرف -------------------------------------------------------------------------------------------- خروسه به مرغه میگه: نوک میدی؟ مرغه با عشوه میگه نه! خروسه میگه به جهنم با خودکار مینویسم حالا فكر ميكنين پسرا و دخترا چه جوری نيمرو درست ميكنن؟ دخترها: ۱- توی ماهيتابه روغن ميريزن پسرها: ۱- توی كابينتهای بالايی آشپزخونه دنبال ماهيتابه ميگردن
پسرها:
1- به حرمت اشک مادر توبه کردم
![]() 2- داني که چرا راز نهان با تو نگفتم / طوطي صفتي طاقت اسرار نداري ![]() 3- بوق نزن شاگردم خوابه ![]() 4- بي تو هرگز............باتو؟؟؟؟عمر ![]() 5- از عشق تو ليلي...........رفتم زير تريلي(واسه گريسکاري)
![]() ببین 200 سالشه.... چه روحیه ای..... مثل یک دختر 13ساله..... با چه ذوقی ورزش میکنه اونوقت ما...... هیچی!!! بیخیال
تا حالا شده كه با اپراتور اتوماتيك تلفنی مراكز روانپزشكی تماس بگيرين؟ سوء تفاهم نشه! نميگم زبونم لال خل و چل تشريف دارين! سلام... از تماس شما با مركز بيماريهای اعصاب و روان متشكريم. لطفا" تلفن خود را در وضعيت تون قرار دهيد و قسمت مورد نظر خود را انتخاب نماييد... اگر شما دچار اختلال وسواس هستيد شمارهء 1 را 10 مرتبه فشار دهيد. يا اگر مايل هستيد 20 مرتبه فشار دهيد! اگر شما دچار اختلال وابستگی شديد هستيد از يك نفر خواهش كنيد كه شمارهء 2 را برای شما فشار دهد! اگر شما دچار اختلال چند شخصيتی هستيد شماره های 3 و 7 و 4 و 5 را فشار دهيد! اگر شما دچار اختلال بدبينی هستيد آنقدر پشت خط بمانيد تا مطمئن شويد از جانب ما بلايی سرتان نازل نمی شود ، سپس هر شماره ای كه مايل هستيد فشار دهيد! اگر شما دچار اختلال اسكيزوفرنی هستيد به صداهايی كه به شما می گويند كدام شماره را فشار دهيد گوش كنيد! اگر شما دچار اختلال افسردگی هستيد مهم نيست كدام شماره را فشار دهيد... در هر صورت به زودی می ميريد! اگر شما دچار اختلال هجوم افكار پوچ و بيهوده هستيد شمارهء 8 را فشار دهيد و سپس رئيس مركز شخصا" با شما تماس خواهد گرفت! اگر شما دچار اختلال دوقطبی هستيد شمارهء 6 را فشار دهيد و سپس پيام خود را پس از صدای بوق يا قبل از صدای بوق يا بعد از صدای بوق يا قبل از صدای بوق بگذاريد. لطفا" منتظر صدای بوق باشيد! اگر شما دچار اختلال در حافظهء كوتاه مدت هستيد شمارهء 9 را فشار دهيد. اگر شما دچار اختلال در حافظهء كوتاه مدت هستيد شمارهء 9 را فشار دهيد. شمارهء 9 را فشار دهيد. اگر شما دچار اختلال در حافظهء كوتاه مدت هستيد شمارهء 9 را فشار دهيد. شمارهء 9 را فشار دهيد. شمارهء 9. شمارهء 9! اگر شما دچار اختلال احترام به نفس هستيد لطفا" تماس را قطع كنيد. اپراتورهای ما نمی خواهند با شما صحبت كنند! اگر شما دچار اختلالات وابسته به يائسگی هستيد آمپول را زمين بگذاريد ، تماس را قطع كنيد ، كولر را روشن كنيد ، دراز بكشيد و گريه كنيد! پس از 10 دقيقه احساس بهبودی خواهيد كرد! اگر شما دچار تمام اختلالات ذكر شده بطور همزمان هستيد سلام رئيس! روزتون بخير رئيس. خسته نباشيد. شمارهء 0 رو فشار دهيد تا به دفتر منشيتون وصل كنيم! آرامش در زندگی بهترین چیزه پس بیا به آرامش فکر کنیم به عشق به زندگی به بهشت به زیبایی به جهنم به درک به تو چه به من چه برو اعصاب ندارم
من و تو جرات پرواز همه پرنده هاییم / واسه تا ابد رهایی ما دو بال آشناییم
دوست داشته باش و زندگی کن!زمان برای همیشه از آن تو نیست ............ .. چقدر سخت است منتظر کسی باشی که هیچ وقت فکر آمدن نیست! ............ ... روحی که یک بار سایه خدا را دیده باشد ، هرگز از اشباح ابلیسان نخواهد ترسید ............ .. خداوند به فرشتگان عقل داد، بدون شهوت.حيوانات را شهوت داد، بدون عقل و انسان را شهوت داد با عقل ؛ هر انساني که عقلش به شهوتش غلبه کند از فرشتگان بهتر است و هر انساني که شهوتش بر عقلش غلبه کند بدتر از حيوان است ............ . زمانی که متولد شدم یکی تو گوشم گفت تا آخر عمر با تو هستم! خندیدم و گفتم:تو کی هستی؟ گفت: غم و تنهایی ............ اگه مثل اشک تو چشمام بودی برای نگه داشتنت تا آخر عمر گریه نمیکردم ............ می دونستی اشک گاهی از لبخند با ارزش تره؟ چون لبخند رو به هر کسی می تونی هدیه کنی اما اشک رو فقط برای کسی می ریزی که نمی خوای از دستش بدی ............ . هر گاه دیدی در اوج قدرت هستی به حباب فکر کن! ............ . نازم به ناز آن کی که ننازد به ناز خویش / ما را به ناز فروشان نیاز نیست / تا خدا بنده نواز است به بنده چه نیاز است! ............ اگر تمام شب را در حسرت از دست خورشید سر کنی لذت دیدن ستاره ها رو هم از دست می دهی! اگه يه زنبور دنبال يک گل خوشگل ميگشت، توروخدا بهش نگو که من کجام
زرد است که لبريز حقايق شده است سرد است که با درد موافق شده است شاعر نشدي وگرنه ميفهميدي پاييز بهاريست که عاشق شده است
حيوانات 12 دقيقه زودتر زلزله رو تشخيص مي دن اگر خبري شد هواي ما رو هم داشته باش ما رو بي خبر نذار
بشنو اين نکته که خود را ز غم آزاد کني -خون خوري گر طلب روزي ننهاداه کني - آخرالامر
گل کوزه گران خواهي شد - حاليا فکر سبو کن که پر از باده کني
شكستي اومدي واسه هميشه توي قلب من نشستي تو برام شيريني و من مثل آب دريا شورم
توي قلب من نشستي اما از تو خيلي دورم دل تنها و غريبم پيش تو بد جوري گيره براي جدايي
از تو ميدونم من ديگه ديره
عشق از نگاه چند کشور دنيا : 1_ فرانسه : عشق فراموش کردن خود در وجود کسي است که هميشه و در همه حال ما را به ياد دارد . 2_ اسپانيا : عشق ساکت است اما اگر حرف بزند از هر صدايي بلند تر است . 3_ ايتاليا : عشق يعني ترس از دست دادن کسي . و بالاخره بعضي از ما : عشق سو تفاهمي است بين دو احمق که با يک ببخشيد تموم ميشه !( خدا کنه که شما جز ء اين آخريا نباشين)
خدا هيچوقت از تو سئوال نمي کنه که چه نوع ماشيني رو روندي؟ اما حتما از تو خواهد پرسيد که چند نفر رو که وسيله نداشتند به مقصد رسوندي؟
سکوت فرياد هزاران درد است در وسعت انتهاي دريا ...........و تو بي انتهاترين فريادي که در سکوت من نشسته اي
آدم ها هميشه از دلخوشي نيست . گاهي شکستن دلي کمتر از آدم کشي نيست . کاهي دل اينقدر تنگ ميشه که گريه هم کم ميياره . يک حرف ساده هم گاهي چقدر غم ميياره
جیگرم! نفسم! عشقم! نازم! زندگیم !خوشگلم! ماهم! فدات بشم! بمیرم برات الهی !!! بهتره دیگه از کنار آینه برم کنار
آسمان را مي نگرم تو را ميبينم خورشيد را مي نگرم تو را ميبينم ماه را مي نگرم تو را ميبينم خوب مسخره از جلوم برو كنار ديگه
اينجا ادمک بسيار اما باز تويي در شهر خاموشي همه معناي فريادم
کاغذتم احساساتت رو روم بنويس .عصبانيتهات رو روم خط خطي كن . اشكاتو باهام پاك
كن.حتي اگه سردت شد بسوزونم تا گرم بشي .فقط دورم ننداز
فقط موجهای دریا هستند که عاشقن آره فقط اونا هستن با اینکه میدونن اگر برسن به ساحل میمیرن بازم بیقرار رسیدن
دستتو بكن تو موهات و يه تارشو بگير تو دستت....گرفتي ؟ حالا اوني كه تو دستته ، همونو به صد تا دنيا نميدم
گفتي که مرا دوست نداري گله اي نيست بين منو عشق تو فاصله اي نيست گفتم که کمي صبر کن و گوش به من ده گفتي که بايد بروم حوصله اي نيست گفتي کمي فکر خودم باشم و آنوقت جز عشق تو در خاطر من شعله اي نيست رفتي تو خدا پشت و پناهت بگذار بسوزد دل من مسئله اي نيست
خوندي يعني دوستم داري........اگه پاکش کني عاشقمي........اگه جواب بدي ديوونمي......اگه جواب ندي يعني منو مي خواي...................حالا چه خاکي تو سرت ميريزي؟؟؟؟ گريه درچشمان من طوفان غم دارد ولي خنده برلب مي زنم تا كس نداند راز من دوست داري بگم ميخوام هر روز صبح با صدات بيدار بشم؛ بعد بفهمي با ساعت بودم؟! دوست داري بگم چرا رفتي؟ بعد بفهمي با برق بودم. دوست داري بگم هر جا باشي پيدات ميکنم بعد بفهمي با دسته کليدم بودم؟! دوست داري بگم دوستت دارم بعد فکر کني با... نه! ايندفعه با خودت بودم پازل دل يکي رو بهم ريختن هنر نيست ..... هر وقت با تيکه هاي شکسته ي دل يک نفر يک پازل دل جديد براش ساختي هنر کردي
بياراده متولد ميشويم. بياختيار زندگي ميكنيم. بدون اينكه بخواهيم ميميريم. داريم زندگي مي كنيم و نميتونيم در تولد و مرگ دخالتي داشته باشيم، اما بياييد آنطور كه دوست داريم ديگران را دوست داشته باشيم تا وقتي كه براي هميشه ميرويم خاطرمان در ذهنها و خاطرها ماندگار شود. علم ثابت کرده که شکر در اب حل ميشه.پس هيچوقت زير بارون راه نرو چون شيرين ترين دوستمو از دست مي دم موقعي که خدا پنجره ي بهشتو باز کرد منو ديد ازم پرسيد امروز چه آرزويي داري؟؟ گفتم خدايا هميشه مواظب اوني که الان داره اين نوشته رو ميخونه باش چون برام خيلي عزيزه
چه تلخ است لذت را "تنها" بردن و چه زشت است زيبايي ها را تنها ديدن و چه بدبختي آزاردهنده اي ست "تنها" خوشبخت بودن تا حالا يه رهگذر وديدي که زل زده باشه به آسمونو غروب خورشيدو نگاه کنه ؟... غروبي که خيلي زود جاشو به تاريکي ميده رهگذر مي دونه که خورشيد فقط يه بار طلوع مي کنه
آرزو دارم که تو هميشه يه لبخند قشنگ رو لبهاي من باشي تا ديگران نفهمن که من چقدر غمگينم
عشــق يعنـي لايـق مريـــم شــدن عشــق يعني با خـدا هـم دم شدن عشــق يعنـي جـام لبـريز از
شـراب عشــق يعني تشنگي يعني سراب عشــق يعني خواستن و له له زدن عشــق يعنـي
سـوخـتن و پرپر زدن عشــق يعنـي سالهاي عمر سخت عشــق يعنـي چون همـيشه باختن
عشــق يعنـي حسرت شبهاي گرم عشــق يعنـي يـاد يـك رويــاي گـرم عشق يعني؟
هيچ وقت دل به كسي نبند…چون اين دنيا اينقدر كوچيكه كه توش 2 تا دل كنار هم جا نمي شن…!!ولي اگه دل بستي,هيچ وقت ازش جدا نشو …!چون اين دنيا اينقدر بزرگه كه ديگه پيداش نمي كني
تو قلب منو کشتي و رفتي اما ميدونم که حتما يه روز بر ميگردي ، چون هميشه قاتل به محل جنايت بر ميگرده
دونی سخت ترین روز چه روزیه؟ روزی که قلب هایی که برای هم می تپیدن از هم جدا بشن دل هایی که محرم هم بودن محرم دل کسی دیگربشن!
دلم گرفته است دلم گرفته است به ايوان مي روم و انگشتانم را بر پوست كشيده شب مي كشم چراغهاي رابطه تاريكند كسي مرا به آفتاب معرفي نخواهد كرد كسي مرا به ميهماني گنجشكها نخواهد برد پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردني است روي قبرم بنويسيد کبوتر شد و رفت زير باران غزلي خواند ، دلش تر شد و رفت چه تفاوت که چه خورده است غم دل يا سم آنقدر غرق جنون بود که پر پر شد و رفت
خانه خراب تو شدم به سوی من روانه شو سجده به عشقت می زنم منجیه جاودانه شو ای کوه پر غرور من سنگ صبور تو منم ای لحظه ساز عاشقی عاشق با تو بودنم
غم كسي اسيرم كه ز من خبر ندارد.... عجب از محبت من كه در او اثر ندارد.... غلط است هر كه گويد:دل به دل راه دارد.... دل من ز غصه خون شد دل او خبر ندارد
يه صداي آشنا تو گوش من **** ميگه آيينه رو بشكن و برو **** ميگه به كي ميخواي عاشق بموني **** به اونكه بسته پرهاي تو رو
وقتي تو نيستي قلبمو *** واسه كي تكرار بكنم *** گلهاي خواب آلود رو *** واسه كي بيدار بكنم *** دست كبوتراي عشق *** واسه كي دونه بپاشه؟ *** مگه تن من ميتونه *** بدونه تو زنده باشه؟
۱- روز های تعطیل مثل بقیه روز ها ساعتتون رو کوک کنین نا همه از خواب بپرن ! ۲- سر چهار راه وقتی چراغ سبز شد دستتون رو روی بوق بذارین تا جلو یی ها زود تر راه بیفتند ۳- وقتی میخواین برین دستشویی با صدای بلند به اطلاع همه برسونین ۴- وقتی از کسی آدرس می پرسین بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوی چشمش از یه نفر دیگه بپرسین ۵- همسرتون رو با اسم همسر قبلتون صدا بزنید ۶- کرایه تاکسی رو بعد از پیاده شدن و گشتن تمام جیبهاتون به صورت اسکناس ۲ هزاری پرداخت کنید ۷- جدول نیمه تموم دوستتون رو حل کنید ۸- توی اتوبان در لاین چپ با سرعت ۴۰ کیلومتر در ساعت حرکت کنید ۹- وقتی عده ی زیادی مشغول دیدن تلویزیون هستند مرتب کانال را عوض کنید ۱۰- از بستنی فروشی بخواین اسم ۵۴ نوع بستنی اش رو براتون بگه ۱۱- در یک جمع سوپ یا چایی را با هورت کشیدن نوش جان کنید ۱۲- به کسی که دندون مصنوعی داره بلال تعارف کنین ۱۳- وقتی از آسانسور پیاده میشین دکمه های تمام طبقات رو بزنین و محل رو ترک کنین ۱۴- وقتی با بچه ها بازی میکنین سعی کنین از بچه ها ببرین ۱۵- موقع ناهار توی جمع جزییات تهوع و گلاب به روتون استفراغی که چند روز پیش داشتین رو با آب و تاب تعریف کنین ۱۶- ایده های دیگران رو به اسم خودتان به کار ببرین ۱۷- بوتیک چی رو وادار کنین شونصد رنگ و نوع مختلف پیراهناشو باز کنه و نشونتون بده و بعد بگین هیچ کدام جالب نیست و سریع خارج شوید ۱۸- شمع های کیک تولد دیگران را فوت کنین ۱۹- اگر سر دوستتون تاسه مرتب از آرایشگرتون تعریف کنین ۲۰- وقتی کسی لباس تازه می خره بهش بگین خیلی گرون خریده و سرش کلاه رفته ۲۱- صابون رو همیشه کف وان حمام جا بگذارید ۲۲- روی ماشینتون بوق شیپوری نصب کنین ۲۳- وقتی دوستتون رو بعد از مدت طولانی می بینین بگین چقدر پیر و شکسته شده ۲۴- وقتی کسی در جمعی جوک تعریف می کنه بلافاصله بگین خیلی قدیمی بود ۲۵- چاقی و شکم بزرگ دوستتون رو مرتب بهش یارآوری کنین ۲۶- بادکنک بچه ها رو بترکونین ۲۷- مرتب اشتباه لغوی و گرامری دیگران هنگام صحبت کردن رو گوشزد کنین و بهش بخندین ۲۸- وقتی دوستتون موهای سرش رو کوتاه میکنه بهش بگین موی بلند بیشتر بهش میاد ۲۹- بچه ی جیغ جیغوی خودتون رو به سینما ببرین ۳۰- کلید آپارتمان طبقه ۱۳ تون رو توی ماشین جا بذارین و وقتی در آپارتمان رسیدید یادتون بیاد ۳۱- ایمیل های فورواردی دوستتون رو همیشه برای خودش فوروارد کنین ۳۲- توی کنسرت موسیقی بزرگ و هنری بی موقع دست بزنین ۳۳- هرجایی که میتونین آدامس جویده ی تون را جا بذارین ۳۴- حبه قند نیمه جویده و خیستون رو دوباره توی قندون بذارین ۳۵- نصف شب ها با صدای بلند در خواب حرف بزنین ۳۶- دوستتون که پاش توی گچه را به فوتبال دعوت کنین ۳۷- عکسهای عروسی دوستتون رو با دستهای چرب ورق بزنین ۳۸- پیچ های کوک گیتار دوستتون رو که ۵ دقیقه اجرای برنامه داره بچرخونین ۳۹- با یه پیتزا فروشی تماس بگیرین و شماره تلفن پیتزایی روبرویی اش را ازش بپرشین ۴۰- شیشه های سس گوجه فرنگی و هات سس فلفل رو عوض کنین ۴۱- موقع عکس رسمی انداختن برای هر کس جلوتونه شاخ بذارین ۴۲- توی ظرفهای آجیل برای مهموناتون فقط پسته و فندق دهن بسته بذارین ۴۳- شونصد بار به دستگاه پیام گیر دوستتون زنگ بزنین و داستان خاله سوسکه را تعریف کنین ۴۴- توی روز های بارونی با ماشینتون با سرعت از وسط آبهای جمع شده رد شین ۴۵- توی جای کارت کارت هوشمند سوخت چوب کبریت فرو کنین ۴۶- جای برچسبهای قرمز و آبی شیرهای آب توالت هتل ها رو عوض کنین ۴۷- یکی از پایه های صندلی معلم یا استادتون رو لق کنین ۴۸- توی مهمونی ها مرتب از بچه ی ۴ ساله تون بخواین که هرچی شعر بلده بخونه ۴۹- چراغ توالتی که مشتری داره و کلیدش بیرونه را خاموش کنین حتما امتحان کنید
*اوه پس! اشتباه بريدم! هدف ما از ساخت این وبلاگ صرفا خنده نیست وبلاگ ما وبی آموزنده نیز می باشد که در آن میتوانید درس های زیادی از زندگی و ... را در آن مطالعه و بیاموزید درس اول: يه روز مسوول فروش ، منشی دفتر ، و مدير شرکت برای ناهار به سمت سلف قدم می زدند... يهو يه چراغ جادو روی زمين پيدا می کنن و روی اون رو مالش ميدن و جن چراغ ظاهر ميشه... جن ميگه: من برای هر کدوم از شما يک آرزو برآورده می کنم... منشی می پره جلو و ميگه: «اول من ، اول من!... من می خوام که توی باهاماس باشم ، سوار يه قايق بادبانی شيک باشم و هيچ نگرانی و غمی از دنيا نداشته باشم»... پوووف! منشی ناپديد ميشه... بعد مسوول فروش می پره جلو و ميگه: «حالا من ، حالا من!... من می خوام توی هاوايی کنار ساحل لم بدم ، يه ماساژور شخصی و يه منبع بی انتهای آبجو داشته باشم و تمام عمرم حال کنم»... پوووف! مسوول فروش هم ناپديد ميشه... بعد جن به مدير ميگه: حالا نوبت توئه... مدير ميگه: «من می خوام که اون دو تا هر دوشون بعد از ناهار توی شرکت باشن»! نتيجهء اخلاقی اينکه هميشه اجازه بده که رئيست اول صحبت کنه! درس دوم: يه کلاغ روی يه درخت نشسته بود و تمام روز بيکار بود و هيچ کاری نمی کرد... يه خرگوش از کلاغ پرسيد: منم می تونم مثل تو تمام روز بيکار بشينم و هيچ کاری نکنم؟ کلاغ جواب داد: البته که می تونی!... خرگوش روی زمين کنار درخت نشست و مشغول استراحت شد... يهو روباه پريد خرگوش رو گرفت و خورد! نتيجهء اخلاقی: برای اينکه بيکار بشينی و هيچ کاری نکنی ، بايد اون بالا بالاها نشسته باشی! درس سوم: يه روز يه کشيش به يه راهبه پيشنهاد می کنه که با ماشين برسوندش به مقصدش... راهبه سوار ميشه و راه ميفتن... چند دقيقهء بعد راهبه پاهاش رو روی هم میندازه و کشيش زير چشمی يه نگاهی به پای راهبه ميندازه... راهبه ميگه: پدر روحانی ، روايت مقدس ۱۲۹ رو به خاطر بيار... کشيش قرمز ميشه و به جاده خيره ميشه... چند دقيقه بعد بازم شيطون وارد عمل ميشه و کشيش موقع عوض کردن دنده ، بازوش رو با پای راهبه تماس ميده... راهبه باز ميگه: پدر روحانی! روايت مقدس ۱۲۹ رو به خاطر بيار!... کشيش زير لب يه فحش ميده و بيخيال ميشه و راهبه رو به مقصدش می رسونه... بعد از اينکه کشيش به کليسا بر می گرده سريع ميدوه و از توی کتاب روايت مقدس ۱۲۹ رو پيدا می کنه و می بينه که نوشته: «به پيش برو و عمل خود را پيگيری کن... کار خود را ادامه بده و بدان که به جلال و شادمانی که می خواهی می رسی»! نتيجهء اخلاقی اينکه اگه توی شغلت از اطلاعات شغلی خودت کاملا آگاه نباشی، فرصتهای بزرگی رو از دست ميدی! درس چهارم: بلافاصله بعد از اينکه زن پيتر از زير دوش حمام بيرون اومد پيتر وارد حمام شد... همون موقع زنگ در خونه به صدا در اومد... زن پيتر يه حوله دور خودش پيچيد و رفت تا در رو باز کنه... همسايه شون -رابرت- پشت در ايستاده بود... تا رابرت زن پيتر رو ديد گفت: همين الان ۱۰۰۰ دلار بهت ميدم اگه اون حوله رو بندازی زمين!... بعد از چند لحظه تفکر ، زن پيتر حوله رو ميندازه و رابرت چند ثانيه تماشا می کنه و ۱۰۰۰ دلار به زن پيتر ميده و ميره... زن دوباره حوله رو دور خودش پيچيد و به حمام برگشت... پيتر پرسيد: کی بود زنگ زد؟ زن جواب داد: رابرت همسايه مون بود... پيتر گفت: خوبه... چيزی در مورد ۱۰۰۰ دلاری که به من بدهکار بود گفت؟! نتيجهء اخلاقی: اگه شما اطلاعات حساس مشترک با کسی داريد که به اعتبار و آبرو مربوط ميشه ، هميشه بايد در وضعيتی باشيد که بتونيد از اتفاقات قابل اجتناب جلوگيری کنيد! درس پنجم: من خيلی خوشحال بودم... من و نامزدم قرار ازدواجمون رو گذاشته بوديم... والدينم خيلی کمکم کردند... دوستانم خيلی تشويقم کردند و نامزدم هم دختر فوق العاده ای بود... فقط يه چيز من رو يه کم نگران می کرد و اون هم خواهر نامزدم بود... اون دختر باحال ، زيبا و جذابی بود که گاهی اوقات بی پروا با من شوخی های ناجوری می کرد و باعث می شد که من احساس راحتی نداشته باشم... يه روز خواهر نامزدم با من تماس گرفت و از من خواست که برم خونه شون برای انتخاب مدعوين عروسی... سوار ماشينم شدم و وقتی رفتم اونجا اون تنها بود و بلافاصله رک و راست به من گفت: اگه همين الان ۵۰۰ دلار به من بدی بعدش حاضرم با تو ................! من شوکه شده بودم و نمی تونستم حرف بزنم... اون گفت: من ميرم توی اتاق خواب و اگه تو مايل به اين کار هستی بيا پيشم... وقتی که داشت از پله ها بالا می رفت من بهش خيره شده بودم و بعد از رفتنش چند دقيقه ايستادم و بعد به طرف در ساختمون برگشتم و از خونه خارج شدم... يهو با چهرهء نامزدم و چشمهای اشک آلود پدر نامزدم مواجه شدم! پدر نامزدم من رو در آغوش گرفت و گفت: تو از امتحان ما موفق بيرون اومدی... ما خيلی خوشحاليم که چنين دامادی داريم... ما هيچکس بهتر از تو نمی تونستيم برای دخترمون پيدا کنيم... به خانوادهء ما خوش اومدی! نتيجهء اخلاقی: هميشه کيف پولتون رو توی داشبورد ماشينتون بذاريد درس ششم: يه شب خانم خونه اصلا" به خونه بر نميگرده و تا صبح پيداش نميشه! صبح بر ميگرده خونه و به شوهرش ميگه كه ديشب مجبور شده خونهء يكی از دوستهای صميميش (مونث) بمونه. شوهر بر ميداره به 20 تا از صميمی ترين دوستهای زنش زنگ ميزنه ولی هيچكدومشون حرف خانم خونه رو تاييد نميكنن!
يه شب آقای خونه تا صبح برنميگرده خونه. صبح وقتی مياد به زنش ميگه كه ديشب مجبور شده خونهء يكی از دوستهای صميميش (مذكر) بمونه. خانم خونه بر ميداره به 20 تا از صميمی ترين دوستهای شوهرش زنگ ميزنه. 15 تاشون تاييد ميكنن كه آقا تمام شب رو خونهء اونا مونده!! 5 تای ديگه حتی ميگن كه آقا هنوزم خونهء اونا پيش اوناست!!
نتيجهء اخلاقی: يادتون باشه كه مردها دوستهای بهتری هستند!
![]() درس هفتم: چهار تا دوست كه 30 سال بود همديگه رو نديده بودند توی يه مهمونی همديگه رو می بينن و شروع می كنن در مورد زندگی هاشون برای همديگه تعريف كنن. بعد از يه مدت يكی از اونا بلند ميشه ميره دستشويی. سه تای ديگه صحبت رو می كشونن به تعريف از فرزندانشون...
اولی: پسر من باعث افتخار و خوشحالی منه. اون توی يه كار عالی وارد شد و خيلی سريع پيشرفت كرد. پسرم درس اقتصاد خوند و توی يه شركت بزرگ استخدام شد و پله های ترقی رو سريع بالا رفت و حالا شده معاون رئيس شركت. پسرم انقدر پولدار شده كه حتی برای تولد بهترين دوستش يه مرسدس بنز بهش هديه داد. دومی: جالبه. پسر من هم مايهء افتخار و سرفرازی منه. توی يه شركت هواپيمايی مشغول به كار شد و بعد دورهء خلبانی گذروند و سهامدار شركت شد و الان اكثر سهام اون شركت رو تصاحب كرده. پسرم اونقدر پولدار شد كه برای تولد صميمی ترين دوستش يه هواپيمای خصوصی بهش هديه داد. سومی: خيلی خوبه. پسر من هم باعث افتخار من شده. اون توی بهترين دانشگاههای جهان درس خوند و يه مهندس فوق العاده شد. الان يه شركت ساختمانی بزرگ برای خودش تاسيس كرده و ميليونر شده. پسرم اونقدر وضعش خوبه كه برای تولد بهترين دوستش يه ويلای 3000 متری بهش هديه داد. هر سه تا دوست داشتند به همديگه تبريك می گفتند كه دوست چهارم برگشت سر ميز و پرسيد اين تبريكات به خاطر چيه؟ سه تای ديگه گفتند: ما در مورد پسرهامون كه باعث غرور و سربلندی ما شدن صحبت كرديم. راستی تو در مورد پسرت چی داری تعريف كنی؟ چهارمی گفت: پسر من همجنس باز شده و شبها با دوستاش توی يه كلوپ مخصوص همجنس بازها كار ميكنه. سه تای ديگه گفتند: اوه! مايهء خجالته! چه افتضاحی! دوست چهارم گفت: نه. من ازش ناراضی نيستم. اون پسر منه و من دوستش دارم. در ضمن زندگی بدی هم نداره. اتفاقا" همين دو هفته پيش به مناسبت تولدش از سه تا از صميمی ترين دوست پسراش يه مرسدس بنز و يه هواپيمای خصوصی و يه ويلای 3000 متری هديه گرفت! نتيجهء اخلاقی: هيچوقت به چيزی كه كاملا" در موردش مطمئن نيستی افتخار نكن!
![]() درس هشتم: توی اتاق رختكن كلوپ گلف ، وقتی همهء آقايون جمع بودند يهو يه موبايل روی يه نيمكت شروع ميكنه به زنگ زدن. مردی كه نزديك موبايل نشسته بود دكمهء اسپيكر موبايل رو فشار ميده و شروع می كنه به صحبت. بقيهء آقايون هم مشغول گوش كردن به اين مكالمه ميشن...
مرد: الو؟
صدای زن اونطرف خط: الو سلام عزيزم. تو هنوز توی كلوپ هستی؟
مرد: آره.
زن: من توی فروشگاه بزرگ هستم. اينجا يه كت چرمی خوشگل ديدم كه فقط 1000 دلاره. اشكالی نداره اگه بخرمش؟
مرد: نه. اگه اونقدر دوستش داری اشكالی نداره.
زن: من يه سری هم به نمايشگاه مرسدس بنز زدم و مدلهای جديد 2006 رو ديدم. يكيشون خيلی قشنگ بود. قيمتش 260000 دلار بود.
مرد: باشه. ولی با اين قيمت سعی كن ماشين رو با تمام امكانات جانبی بخری.
زن: عاليه. اوه... يه چيز ديگه... اون خونه ای رو كه قبلا" ميخواستيم بخريم دوباره توی بنگاه گذاشتن برای فروش. ميگن 950000 دلاره.
مرد: خب... برو تا فروخته نشده پولشو بده. ولی سعی كن 900000 دلار بيشتر ندی.
زن: خيلی خوبه. بعدا" می بينمت عزيزم. خداحافظ.
مرد: خداحافظ.
بعدش مرد يه نگاهی به آقايونی كه با حسرت نگاهش ميكردن ميندازه و ميگه: كسی نميدونه كه اين موبايل مال كيه؟!
نتيجهء اخلاقی: هيچوقت موبايلتونو جايی جا نذارين!
![]() درس نهم: يه زوج 60 ساله به مناسبت سی و پنجمين سالگرد ازدواجشون رفته بودند بيرون كه يه جشن كوچيك دو نفره بگيرن. وقتی توی پارك زير يه درخت نشسته بودند يهو يه فرشتهء كوچيك خوشگل جلوشون ظاهر شد و گفت: به خاطر اينكه شما هميشه يه زوج فوق العاده بودين و تمام مدت به همديگه وفادار بودين من برای هر كدوم از شما يه دونه آرزو برآورده ميكنم. نتيجهء اخلاقی: مردها ممكنه زرنگ بدجنس باشند ، ولی فرشته ها زن هستند!
درس دهم: يه مرد 80 ساله ميره پيش دكترش برای چك آپ. دكتر ازش در مورد وضعيت فعليش می پرسه و پيرمرد با غرور جواب ميده: نتيجهء اخلاقی: هيچوقت در مورد چيزی كه مطمئن نيستی نتيجهء كار خودته ادعا نداشته نباش!
نتيجهء اخلاقی: هيچوقت از پشت تلفن قضاوت نكن |
|
|

















.jpg)


































